تبليغاتX
کلبه تنهایی

نيستي سهراب تا ببيني شقايق هم مرد

يادته گفتي اومدي سراغ من نرم و اهسته بيا

که مبادا ترک بردارد چيني تنهايي تو ...

اومدم اهسته نرمتر از پر يک قو . خسته از دوري راه .

خسته و چشم به راه

يادته گفتي به من عاشقي يعني دچار . فکر کنم شدم دچار

تو خودت گفتي چه تنهاست ماهي اگه دچار دريا باشه .

يادته گفتي گاه گاهي قفسي مي سازم مي فروشم به شما .

تا به اواز شقايق که در ان زندانيست دل تنهايي تان تازه شود .

پس کجاست اون قفس شقايقت منو با خودت ببر به قايقت .

راست مي گفتي کاش مردم دانه هاي دلشان پيدا بود .

اره کاشکي دلشون شيدا بود .

من دنبال يه چيز بهترم سهراب .

تو خودت گفتي بهترين چيز رسيدن به ..

نگاهيست که از حادثه ي عشق تر است




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 1:9 توسط ..:: غریبه ::..