تبليغاتX
کلبه تنهایی

دارم برای گریه به یادت بهانه ای

 

چشمت فسون و چشمه ی چشمت فسانه ای

 

باران اشک های من امشب به یاد تو

 

راهی مگر نیافت به دشت و کرانه ای

 

وقتی که عشق در صدف سینه جا گرفت

 

دیگر نبود گوهر دل را نشانه ای

 

ای آنکه هیچ یاد نکردی ز من ولی

 

یاد تو کرد در دل من آشیانه ای

 

یا از من است و دور و من از یار دورتر

 

در کوی دوست نیست مرا حیف خانه ای

 

مریم گُلی است هدیه فرستاده از بهشت

 

سر کن هزار عاطفه امشب ترانه ای

 

                     مریم السادات صائم کاشانی                              




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 23:45 توسط ..:: غریبه ::..

نوشتن نامه کار دشواری است
وقتی ندانی برای چه کسی ، چرا می نويسی!
نامه را ترانه گونه می نويسم
تا گونه ترانه هايت را از دور بوسيده باشم
به رسم سکوت هميشه تو
که تنها دليل ادامه اين ترانه هاست!
از وقتی رفتی

چشم اين عاشقانه ها
به انتظار آمدنت به آسمان خشكيد
از وقتی رفتی
بهار، بهار باران و بابونه هم
جای خالی تو را
برای من، برای اين همه تنهايي پر نکرد
از وقتی رفتی
چارچوب سرد اين پنجره ها
قاب ثابت نگاه های خسته ام شد....
و همه حرف هايی که ناگفته می دانی!
هی تو!
تو که نمی شناسمت!
بيا و به حرمت اين لحظه های پر گريه برگرد
بيا تا ديگر هيچ باران نابهنگامی
خواب چترها را نياشوبد




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 22:19 توسط ..:: غریبه ::..