تبليغاتX
کلبه تنهایی

مرگ در هر حالتی تلخ است


اما من


دوست تر دارم که چون از ره در آید مرگ ،


در شبی آرام ، چون شمعی شوم خاموش ....

لیک مرگِ دیگری هم هست ،


دردناک ، اما شگرف و سرکش و مغرور،
......
وه چه شیرین است
رنج بردن
پا فشردن
در رهِ یک آرزو مردانه مردن!!
وندر امیدِ بزرگِ خویش ،
با سرودِ زندگی بر لب
جان سپردن
.
.......

آه ، اگر باید


زندگانی را به خون ِ خویش رنگِ آرزو بخشید ،
و به خون ِ خویش ، نقش ِ صورتِ دلخواه زد بر پرده امید ،
من به جان و دل پذیرا می شوم این مرگ خونین را




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 15:32 توسط ..:: غریبه ::..